تبليغاتX
نامه های حوا
شرح حال

به سوختم 
 که ساختن در سوختن است !
خرابش کردم
که عمارت در خرابی است !

پ.ن : از سوختن گذشته ای یا نه ؟ برایم تعریف کن چگونه ای ...

راهنمایانی بی تردید ...

آرمان ها ستارگان را مانند
لمس آنان مقدور دستان تو نیست
اما بسان دریانوردی به صحرای موج
آنها را به هدایت خود نشان می کنی
و بدین سان به سرنوشت خویش راه می بری.

پ.ن 1: بی هدفی اولین قدم برای غرق شدن است.
پ.ن 2 : از آرمانهایت برایم بنویس.

 

خیره به دست و نه ظرف
 

شکر آن است که نعمت نبینی , منعم را ببینی ...

پ.ن1: منعم , آن نعمت دهنده ست.
پ.ن2: یعنی نبینم که چگونه دوستم داری که بنگرم جای دوست داشتنم هست !
پ.ن3: یعنی نعمتهایت برایم نخود سیاه نشود و مرا با خودش نبرد و مشغول نکند .
پ.ن4: یعنی هر چه دارم امانتی توست.من چه حق تصرف و تصاحب و...دارم ؟
پ.ن5: آه منعم چقدر خیره نگاه کردنت بی هیچ طمع و خواستن نعمتی می چسبد...

 

یک دل سیر تشنگی ...
 

تنها زمین تشنه است که قطره قطره آب را با عشق سر خواهد کشید.

پ.ن 1: عطش و طلب , همواره وفادار می ماند به  آنچه در انتظارش بوده است .
پ.ن 2: اگر یافته ای مست مان نکرد از آن روست که طلب آن قدر که باید نبوده است .
پ.ن3: آب کم جو تشنگی آور به دست      تا بجوشد آبت از بالا و پست
پ.ن4: ای آب روشن , تو را با معیار عطش می سنجم ...

 

نشانه
دانه چون خاک بر سر ریخت
و فشار و ظلمت خاک را و ترک خوردن پوسته اش را تاب آورد
حیات را , ثمر را , نوازش آب و آفتاب را لمس خواهد کرد.

پ.ن1 :دانه ای بیچاره بودم زیر خاک              دانه را دردانه کردی عاقبت
           دانه ای را باغ و بستان ساختی          خاک را کاشانه کردی عاقبت
پ.ن۲ : خاک عاشقی صبور است ...
پ.ن۳ : کاش دانه های دل تو پیدا بود !

 

با اجازه خدا
و نزد خداست کلیدهای گشایش پنهانی که کسی جز خودش بر آنها آگاه نیست
که می داند
حتی زمان افتادن یک برگ
و محل دانه ای کوچک که به ظلمات خاک برای نمو سپرده می شود.

پ.ن۱ : زاهد شراب کوثر و حافظ پیاله خواست     تا در میانه خواسته کردگار چیست
پ.ن2 : چگونه رسیدن تا در مراد به پای ما و چگونه گشایشش دست خدا .
پ.ن 3 : زندگی تبلور ریشه ست به افتادن برگهای فصلی دل مشغول نباید کرد ...

رمز ماندگاری ...
برای درک عظمت نور , ابتدا از ظلمتش عبور باید کرد.

پ.ن 1 : ظلمت مقصود سکوت و آرامش و غور کردن در خود و نور آرمانی انسانی ست.
پ.ن 2 : برای انسان بی قرار , شادی محال است.
پ.ن 3 : زمانی نور ( می تواند درک شادی و لذت باشد ) پایدار خواهد بود اگر وابسته به منبعی تغیر پذیر و زمانی غیر از کنونش , نباشد.
چون حواس های انسان , امکاناتش , حضور افرادی , فردایی دیگر و ...
پ.ن 4 :  نورهای کاذب زود خود را لو می دهند : تاریخ مصرف دارند و مکان مصرف .
پ.ن 5 : شاد باشی چون انسانی آرام ....

 

رازی از انسان
انسان و همه خلقت انرژی ست و هر انرژی فرکانس دارد .
فرکانس انسان توسط اندیشه او و احساساتش به جهان اطرافش ارسال می شود.

 پ.ن 1 : همه ما در یک میدان انرژی واحد هستیم.
هر آنچه برای دیگری بخواهیم در اصل برای خودمان درخواست کرده ایم.
پ.ن ۲ : هر چیزی که جذب می کنم , همان چیزی ست که مخابره کرده ام.
پ.ن 3 : و خدا برای آنان که راضی اند به رضایش , بهترین انتخابگر امواج دریافتی ست.

انسان , بزرگترین ایستگاه مخابراتی ...

محتوی وجود
 

لیوان آب چون شسته شد از آلودگی ها, پاکی آب ریخته در خود را نشانه خواهد بود.
و گر ذره ای رنگش بماند , زلالی آب چرکین خواهد شد .
ظرف وجود را تطهیر می کنم از خودیت های رنگین تا پر شود از رنگ خدا.
 
پ.ن 1 : تطهیر = رهايي از خود, از زندگي , از قضاوت و انباشتگيهای بی رنگ از خدا.
پ.ن ۲ : که براي رسيدن به ژرفا , بايد از سطح گذشت...
پ.ن 3 : در عالم درون , نور را , عشق را , حقيقت را می جویم .

لیوانی پر از خالی ...

یاد آوردم
بذرها ثابت کردند :
گندم از گندم روید و جو ز جو .
از امروز هر آنچه برداشتش را انتظار دارم , خواهم کاشت .
 
پ.ن 1 : آفرینش آرام آرام درسهایم را به یادم می آورد.
پ.ن 2 : نمره 20 تنها نمره قبولی اوست برای گذرم از یک مرحله.
پ.ن 3 : زمان برای ممتازی من نمی ایستد ...

 از گندم , گندم بروید ...